عشق

ناکثین ومارقین و قاسطین

چه‌ آفت‌هایی‌ سبب‌ شد، پس‌ از رحلت‌ پیامبر اکرم‌(ص)، حکومت‌سلطنتی‌ اموی‌ بر مسلمانان‌ حاکم‌ شود؟ چگونه‌ ارزش‌ها و مقدساتی‌ که‌ درجامعه‌ ریشه‌ دوانده‌ بودند، به‌ تدریج‌ رنگ‌ باختند و به‌ شعارهایی‌ ظاهری‌ وبی‌محتوا تبدیل‌ شدند؟

 روی‌ بر تافتن‌ مردم‌ از امام‌ علی‌(ع) که‌ بخشی‌ از واقعیت‌ تلخ‌ تاریخ‌ اسلام‌می‌باشد یکی‌ از عوامل‌ تحریف‌ و تبدیل‌ سنت‌ نبوی‌ است‌ که‌ آثار آن‌ تا امروزادامه‌ دارد.

بررسی‌ وقایع‌ تاریخی‌ آن‌ روزگار به‌ ویژه‌ مقطع‌ پنج‌ سالة‌ حکومت‌امام‌(ع) که‌ سال‌های‌ رویارویی‌ و نبرد تن‌به‌تن‌ انحراف‌ و راستی‌ است‌، بسیارسودمند می‌نماید و در پیشگیری‌ از تکرار لغزش‌ها مؤثر است‌. امام‌(ع)می‌فرماید:

و اعتبر بما مضی‌ من‌ الدنیا لما بقی‌ منه‌، فان‌ بعضها یشبه‌ بعضاً، و آخرها لاحق‌باوّلها؛ و از گذشتة‌ دنیا آینده‌اش‌ را چراغ‌ عبرتی‌ بساز؛ چرا که‌ پاره‌های‌تاریخ‌ با یکدیگر همانندند و در نهایت‌ پایانش‌ به‌ آغازش‌ می‌پیوندد

الگوی‌ انقلاب‌ ما حکومت‌ امیرمؤمنان‌ علی‌(ع) است‌ براین‌ اساس‌بی‌تردید حوادثی‌ مانند جمل‌، صفین‌ و نهروان‌ آن‌ را تهدید می‌کند. آشنایی‌ باریشه‌ها و عومل‌ رشد این‌ پدیده‌ها می‌تواند در پیشگیری‌ از تحقق‌ یا برخورددرست‌ و قاطع‌ با آن‌ها مفید باشد و پایداری‌ و بالندگی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ را تضمین‌ کند.

 

سپری‌ شدن‌ دوران‌ انزوا

حضرت‌ علی‌(ع)، پس‌ از بیست‌ و پنج‌ سال‌ سکوت‌، با دعوت‌ مردم‌ زمام‌امور را به‌ دست‌ گرفت‌. میراث‌ حاکمان‌ گذشته‌، شکاف‌ها و اختلافات‌اجتماعی‌ ـ فرهنگی‌ ـ اقتصادی‌ بود که‌ جامعه‌ را به‌ سمت‌ سراشیبی‌ سقوط‌پیش‌می‌راند.

امام‌ حکومت‌ خویش‌ را براساس‌ عدالت‌ اجتماعی‌ استوار ساخت‌ و درنخستین‌ گام‌، تمام‌ امتیازها و بخشش‌های‌ بی‌حساب‌ از بیت‌المال‌ را لغو کرد وفرمود:

ذلیل‌ و ستمدیده‌ نزد من‌ عزیز است‌ تا آن‌ گاه‌ که‌ حق‌ او را باز ستانم‌ ونیرومند نزدم‌ ناتوان‌ است‌ تا حق‌ مظلوم‌ را از او پس‌ بگیرم‌.

بر این‌ بنیاد، تمام‌ ثروت‌های‌ نامشروع‌ را که‌ عثمان‌ به‌ اطرافیانش‌ بخشیده‌بود، به‌ بیت‌المال‌ باز گرداند و چنین‌ اعلام‌ کرد:

به‌ خدا سوگند، اگر ببینم‌ این‌ بیت‌المال‌ جهیزیة‌ زنی‌ قرار گرفته‌ باشد یابا آن‌ کنیزی‌ خریده‌ شده‌ باشد، همه‌ را بازمی‌گردانم‌. در عدل‌ گشایش‌است‌ و هر که‌ عدالت‌ برایش‌ تنگ‌ باشد، ستم‌ تنگ‌تر خواهد بود.

حضرت‌، در گام‌ بعدی‌ به‌ اصلاحات‌ سیاسی‌ روی‌ آورد و تمام‌ عناصرناصالح‌ و بی‌کفایت‌ را از مسؤولیت‌های‌ حکومتی‌ بر کنار ساخت‌. او در نامه‌ای‌به‌ مردم‌ مصر چنین‌ نوشت‌:

من‌ از آن‌ اندوهناکم‌ که‌ بی‌خردان‌ و تبهکاران‌ این‌ امت‌ زمام‌ کار را به‌دست‌ گیرند؛ مال‌ خدا را میان‌ خود دست‌ به‌ دست‌ گردانند، بندگان‌خدا را به‌ بردگی‌ کشانند، با صالحان‌ نبرد کنند و فاسقان‌ را همدست‌خویش‌ سازند. در این‌ گروه‌، برخی‌ شراب‌ نوشیده‌ و کیفر شده‌اند وبعضی‌ اسلام‌ را نپذیرفتند تا از عطا برخوردار شوند.

براین‌ اساس‌، عثمان‌ بن‌ حنیف‌ را استاندار بصره‌، سهل‌ بن‌ حنیف‌ را والی‌شام‌ و قیس‌ بن‌ عباده‌ را والی‌ مصر گرداند؛ ولی‌ ابوموسی‌ اشعری‌ را، به‌ دلیل‌اصرار مالک‌اشتر، بر کنار نساخت‌ و اجازه‌ داد همچنان‌ والی‌ کوفه‌ باشد.

این‌ عملکرد حضرت‌ و استمرار آن‌ بر گروهی‌ گران‌ آمد و به‌ شکل‌گیری‌واکنش‌های‌ منفی‌ آشکار انجامید.

واکنش‌ مخالفان‌

اصلاحات‌ سیاسی‌، اجتماعی‌ و اقتصادی‌ امام‌ تهیدستان‌ را خشنود وثروتمندان‌ را نگران‌ ساخت‌. سران‌ ثروتمندان‌ که‌ منافع‌ شخصی‌ و موقعیت‌اجتماعی‌ خویش‌ را در خطر دیدند، نزد حضرت‌ شتافتند و گفت‌وگوهای‌طولانی‌ انجام‌ دادند. وقتی‌ از تغییر سیاست‌ امام‌ نومید شدند، پرچم‌ مخالفت‌برافراشتند و با شایعه‌ پراکنی‌ و سامان‌ دادن‌ جنگ‌ روانی‌ مردم‌ را به‌ نقض‌ بیعت‌فراخواندند. آن‌ها، به‌ بهانه‌های‌ مختلف‌، در تضعیف‌ موقعیت‌ حکومتی‌ امام‌ ودامن‌ زدن‌ به‌ اختلافات‌ می‌کوشیدند.

حضرت‌ ـ بی‌ آن‌ که‌ تردید به‌ دل‌ راه‌ دهد ـ در مسیر الاهی‌اش‌ استوار ماندو از آیندة‌ شوم‌ و خطرناک‌ مخالفان‌ سخن‌ گفت‌. مخالفان‌ امام‌ در سه‌ گروه‌عمده‌ دسته‌بندی‌ می‌شوند:

1. ناکثین‌ (پیمان‌شکنان‌)

2. قاسطین‌ (دین‌گریزان‌)

3. مارقین‌ (سرکشی‌ کنندگان‌)

این‌ دسته‌بندی‌ به‌ وسیلة‌ رسول‌ خدا(ص) انجام‌ شده‌ است‌. آن‌ حضرت‌فرمود:

یا علی‌؛ ستقاتل‌ بعدی‌ الناکثین‌ و القاسطین‌ و المارقین‌؛ علی‌ پس‌ از من‌ باناکثین‌، قاسطین‌ و مارقین‌ نبرد خواهی‌ کرد.

سال‌ها بعد، امام‌(ع) درستی‌ پیش‌بینی‌ پیامبر اکرم‌(ص) را مشاهده‌ کرد وفرمود:

فلما نهضت‌ بالامر طائفة‌ و مرقت‌ اخری‌ و قسط‌ آخرون‌؛ چون‌ به‌ خلافت‌رسیدم‌ گروهی‌ بیعت‌ شکستند و جمعی‌ از دین‌ بیرون‌ رفتند و دسته‌ای‌سرکشی‌ و طغیان‌ کردند.

عمرو بن‌ عاص‌ در مقابل‌ سیاست‌ عدالت‌جویانة‌ حضرت‌ برآشفت‌ و به‌معاویه‌ چنین‌ نوشت‌:

ما کنت‌ صانعاً فاصنع‌ اذ قشرک‌ ابن‌ ابیطالب‌ من‌ کل‌ ما تملکه‌ کما تقشر عن‌العصالحاها؛ هرکار می‌توانی‌ بکن‌؛ زیرا پسر ابی‌طالب‌ هرچه‌ در این‌مدت‌ گرد آورده‌ای‌ می‌ستاند وهمان‌ گونه‌ که‌ پوست‌ عصا را از آن‌ جدامی‌سازند. ]اندوخته‌هایت‌ را از تو جدا می‌کند

امام‌(ع) در برابر امواج‌ سهمگین‌ شایعات‌ و تحریک‌ به‌ مسجد شتافت‌ و به‌روشنگری‌ پرداخت‌.

خداوند را که‌ پروردگار و معبود ما است‌، شکر می‌گزاریم‌. نعمت‌ عیان‌ ونهان‌ او شامل‌ حال‌ ما است‌. تمام‌ نعمت‌های‌ او بر ما منّت‌ است‌ بی‌ آن‌ که‌ از خوداستقلال‌ داشته‌ باشیم‌.

برترین‌ مردم‌ نزد خدا کسی‌ است‌ که‌ بهتر اطاعتش‌ کند، به‌ سنت‌ پیامبرش‌بهتر و بیش‌تر پایبند باشد و کتاب‌ خدا (قرآن‌) را بهتر احیا کند. ما هیچ‌ کس‌ رابرتر از دیگری‌ نمی‌شماریم‌، مگر به‌ طاعت‌ و تقوی‌. این‌ قرآن‌ است‌ که‌ در برابرما است‌ و این‌ سیرة‌ پیغمبر است‌ که‌ همه‌ می‌دانیم‌ بر مبنای‌ عدالت‌ و مساوات‌بود. (درستی‌ این‌ مسیر) بر هیچ‌ کس‌ پوشیده‌ نیست‌، جز آن‌ که‌ در پی‌غرض‌ورزی‌ و دشمنی‌ است‌، که‌ آن‌ مطلب‌ دیگری‌ است‌.

سپس‌ حضرت‌ آیه‌ زیر را تلاوت‌ کرد:

یا ایهاالناس‌ انا خلقناکم‌ من‌ ذکر و انثی‌ و جعلناکم‌ شعوبا و قبائل‌ لتعارفوا ان‌ّاکرمکم‌ عنداللهاتقیکم‌.